به نام تنها لایق کرنش
سلام به همه ی شما و همه ی خودم که دارند من را می رسند پس از این گسست سالیان.
و شاید به حضور می انجامد منی که در میان شما باشد.
------------------------------------------------------
امشب بیش از همیشه
هوای تو را دارم
از اشک هایم سراغ تورا می گیرم.
در گونه هایم جمعی در حضورند
و در چشم هایم حضوری تنها
/ و تو آغاز سرایشی/
خندان
از لبه های این ارتفاع
افتاده ام
ناراضی تر از ترک تو
و ناراضی تر از خودم.
- شاید شمایید این تکرار آگاهانه-
/آغاز من و آغاز
تازه ی تازیانه ها/
من را تو دانسته٬
دانایی!
و تو را در من
تبلوری است٬ مقتدر.
این را برای امشب
و تو را برای همیشه
و شب را
آگاهی می طلبم.
بهنام دهقانی
فروردین ۱۳۸۷

