به نام تنها لایق کرنش
چندمین درخت
از روی پل رد شدیم و به اولین درخت از چند درختی که بعد از پل قرار داشت رسیدیم. قرار بود از ابتدای مسیر که شروع می کنیم چندمین درخت جایی باشد که به "آنها" می رسیم.
شب از نیمه گذشته بود و درخت ها همین طور در حال زیاد شدن بودند. زمین گرمتر از همیشه داشت برای ساخت چند تا درخت دیگر تا رسیدن به آخرین درخت از چندمین پلی که بر سر راه بود تلاش می کرد. نوبت به من رسیده بود، بچه ها دست ها را حلقه کرده بودند،
- یـ ـ ـ ک ، د ـ ـ و ، سه ...
- نه نه وای سین!! دوباره!
- یـ ـ ـ ک ، د ـ ـ و ...
می ترسیدم از روی حلقه هایی که با درخت ها درست کرده بودند بپرم؛ روی هوا پر از مسیر و حلقه های دست بچه ها بود، می خواستند من را از روی درخت ها عبور دهند.
نزدیک چندمین درخت بودیم، جایی که کمی دیگر مسیر تمام می شد؛ زمین همین طور داشت آخر مسیر را پر از درخت های نشانه دار می کرد، جایی که نه ما می توانستیم آنجا باشیم و نه درختی دیگر تا چندمین درخت مانده بود، فقط ما بودیم و زمین و چند تا درخت که کمی آنطرف تر از پل روی زمین روییده بودند.
درخت ها پر پشت و مسیر های مختلف پر از همین چند تا درخت، طوری که انتهای مسیر به خوبی مشخص نبود، معلوم نبود چه کسانی می توانند به آخر برسند. همه داشتند با سرعت از این چند تا درخت عبور می کردند؛ ما قرار داشتیم که آخر چندمین درخت همدیگر را ببنیم.
زمین داشت زیر پاهای ما حرکت می کرد. ما آنها را ندیده بودیم و چندمین درخت خیلی وقت پیش توی مسیر ما تمام شده بود. درخت ها رد امتداد جاده بودند و پل هایی که هنوز ما به آنها نرسیده بودیم ابتدای مسیر را به ما نشان می دادند.
اگر باز هم منتظر می ماندیم احتمال اینکه مجبور می شدیم از حلقه های درختان یکی را انتخاب کنیم و او بترسد و ما بشماریم از انتظار ما هم بیشتر می شد.
□
حالا ساعت هاست که ما از مسیر خارج شده ایم. آنها احتمالن کنار چندمین درخت منتظر ما بوده اند، شاید گروه های مختلف با آنها قرار داشته اند، شاید هم اگر ما به آنها برسیم...
- بچه ها شما تا حالا دیدینشون؟! نَکُنه با یکی از اونا رفته باشَن، شایدم مجبور شدن از حلقه...
- نه، اونا که نمی دونن نباید روی درختا بمونن؟!!
مثل اینکه تمام مسیر از درخت ها پر شده باشد و روی تمام درخت ها از روی پل تا همین جایی که ما ایستاده ایم قرار ملاقات گذاشته باشند؛ تمام درخت ها را گشتیم آنها همه جا بودند مگر چندمین درختی که هرچه گشتیم چیزی از قرار ملاقات در آن پیدا نکردیم.
- آقا دقیقن به اونا گفته بودین چندمین درخت؟!
اما اسمی از چندمین درخت نیامده بود، تمام قرار ملاقات ها چک کردیم، تنها قرار بود ما با آنها ملاقات کنیم. از چند تا درختی که بعد از پل بود تقریبن به جایی رسیده بودیم که تا چشم کار می کرد چند تا درخت بود که بعد از پل روییده بودند...
بهنام دهقانی
بهار 1385

