به نام تنها لایق کرنش
سلامی پر امید در سالی که با امید زیبایی آغاز شده و در حال ادامه یافتنه....
یه مینی مال:
اين را باور کرده ام اگر از بالا پرتاب شوم دو کار انجام خواهم داد : 1- تو را به خاطر خواهم آورد، 2- به قبل از پرت شدن فکر خواهم کرد. البته چرا اين طور شد را نمي دانم فقط مي دانم تهديدت کرده ام اگر مرا بياوري سر جاي اولم تو را از "همان بالا" پرت مي کنم… .
توي زمين و هوا سر گردان بودم، دو دل بودم پايين بيايم يا همان بالا بمانم، اگر مي ماندم سر تا پايم را بهانه مي کردند که فلاني بالاست يا پايين مي افتد اگر تهديدش کنند، و اگر هم بيايم پيش شما که اين خاطرات لعنتي ولم نمي کنند.
باورم نمي شود که بخاطر پرتاب شما از بالا افتاده باشم زير همان بالا. باورم نمي شد تهديدشان سر وقت اجرا شود يا سر وقت پرتاب شود توي زندگي بالا و پايين من. اين که دو دل هستم که بالا را انتخاب کنم يا بروم سراغ دلم با دو حالتي که برايم پس از باور پرتاب تو رخ داده ….
« ولم کنيد تا پرت شوم ديگر خسته ام کرديد. »
بهنام دهقانی
۱۳۸۴
منتظر نظرات پر مهر و استادانتون هستم...

