به نام تنها لایق کرنش
Less is more
نویسنده: جابر تواضعی
فرهنگ بریتانیکا در مورد واژه ی " مینی مالیسم " این طور توضیح داده: " جنبشی که در اواخر دهه ی 1960 در عرصه ی هنرها، به ويژه نقاشی و موسیقی در امریکا پا گرفت و بارزترین مشخصه ی آن تاکید ب رسادگی بیش از حد و توجه به نگاه عینی و خشک بود. آثار این هنر مندان، گاهی کاملن از روی تصادف پدید می آمد و گاه زاده ی شکل های هندسی ساده و مکرر بود. مینی مالیسم در ادبیات، سبک یا اصلی ادبی است که بر پایه ی فشردگی و ایجاز بیش از حد محتوای اثر بنا شده است. آنها در فشردگی و ایجاز تا آنجا پیش می روند که فقط عناصر ضروری اثر، آن هم در کمترین و کوتاه ترین شکل بماند. به همین دلیل برهنگی واژگانی و کم حرفی از محرزترین ویژگی های این آثار به شمار می رود."
موافقان و مخالفان چه می گویند؟
ریموند کارور، آن بیتی، جان چیور، فردریک و دونالد بارتلمی، بابی آن میسون، جیمز رابینسون، ماری رابینسون، توبیاس و ولف از پایه گذاران موج نو مینی مالیسم امریکای شمالی اند. داستان های این نویسندگان، موجز، غیر مستقیم، واقع گرا یا فوق واقع گرا، سرد و بی روح در سطح، با طرح و طوطئه ی کمرنگ است. بیشتر منتقدان آنها را به خاطر حذف همه ی زواید و ایجاز شدید در روایت داستان، نقل گفت و گو ها و توصیف و توضیح ها ستایش می کنند. اما از طرف دیگر گروهی هم به آنها ایراد می گیرندکه با لخت و عور کردن داستان و زدن همهی شاخ و برگ های اضافی نمک و روح داستان را می گیرند. بنابراین ممکن است برای ستودن یا محکوم کردنش، برچسب های لوس و مختلفی بر آن بزنند: رئالیم سوپرماکتی، آدامس بادی شیک، مینی مالیسم پپسی کولایی، نو همینگوییسم بدوی پسامدرن پسا ادبی پس از ویتنام.
بقیه ی متن رو بعدن تو ادامه ی مبحث در مورد مینی مالیسم وارد می کنم...
تا بعد منتظر نظرات خوبتون هستم.

